یادگیری زبان انگلیسی

یادگیری زبان انگلیسی

یادگیری زبان انگلیسی

یادگیری زبان انگلیسی

۱۲ نکته بسیار مهم برای تقویت و یادگیری بهتر گرامر یک زبان خارجی قسمت آخر

بخش دوم: تمرین کردن
۱- کتاب های مخصوص آموزش کودکان را بخوانید!
در حالیکه بنظر شما ممکن است کتاب های کودکان مخصوص گرامر نباشند، این کتاب ها با تحقیقات زیاد برای یاددهی گرامر و ساختار زبان به کودکان طراحی شده اند. انواع کلمات، شامل فعل، اسم و زمان صرف فعل ها را به زبان ساده آموزش می دهند.
۲- از منابع متنوع استفاده کنید نه فقط یکی!
reading-mateiral

روی تمام ژانرها یا انواع موضوعات کار کنید نه فقط مربوط به حوزه تخصص خودتان! مثلا راجب موضوعات هواشناسی، بیولوژی، هنر و طراحی و … مطالب اینترنتی بخوانید یا فایل های صوتی در این زمینه گوش کنید. این وب سایت را برای خود ذخیره کنید و هر روز یک مطلب از آن با صدای بلند و شمرده برای خود بخوانید.
۳- به صحبت کردن دیگران به دقت گوش کنید!


این خیلی مهم است که برای یادگیری گرامر انگلیسی، باید موضوعات شنیداری را زیاد گوش کنید. مکالمات زبان انگلیسی، فیلم ها، سریال ها، اخبار و … را به دقت گوش کنید و اگر بر روی لب تاب یا گوشی آنها را بصورت ضبط شده دارید، مدام آنها را Pause کنید و جمله آنها را تکرار کنید.
۴- از بازی های کلمات موبایل و کامپیوتر استفاده کنید

grammar-games

همانگونه که در پست بهترین روش های یادگیری زبان انگلیسی هم توضیح دادیم، هر فردی یک روش منحصر بفرد برای یادگیری دارد. بسیاری از افراد با بازی کردن و سرگرمی، زبان را بهتر یاد می گیرند. گرامر هم همینگونه است. برای یادگیری گرامر هر زبان خارجی از بازی ها هم استفاده کنید. بعنوان مثال در این پست، بهترین نرم افزارها و اپلیکیشن های آموزش انگلیسی را برای شما معرفی کردیم.

مثلا برای زبان انگلیسی این دو اپلیکیشن اندروید عالی هستند:

≡   اپلیکیشن ۱

≡  اپلیکیشن ۲
۵- هر روز نوشتن را تمرین کنید!

write everyday

نوشتن یا writing از این جهت در تقویت گرامر زبان تاثیر دارد که شما مجبورید قبل از روی کاغذ آوردن تک تک کلمات، فکر کنید. وقتی فکر شما با دست شما هماهنگ باشد، طبق تحقیقات، یادگیری تا حد زیادی افزایش می یابد. اصلا یک وبلاگ به زبانی که می خواهید یاد بگیرید بسازید و بصورت روزانه مطلبی را در آن منتشر کنید.
۶- از صدای خود بهره بگیرید

زمانی که دارید از صدای خود استفاده می کنید و بلند بلند با خود یا دیگران صحبت می کنید در واقع کمک زیادی به درک مغز خود از ساختار زبان می کنید. سعی کنید یک جمله را به چند شکل بسازید. از طرف دیگر یک مقاله اینترنتی پیدا کنید-مثلا راجب آلودگی هوا- و شروع کنید با صدای بلند و شمرده از روی آن بخوانید! تاثیر بی نظیری بر تقویت گرامر شما خواهد گذاشت!
۷- منابع معتبر پیدا کنید

یک نکته بسیار مهم که در گام اول مطرح می شود اما ما در این پست، آن را در گام آخر اورده ایم، این است که باید منابع معتبر برای یادگیری گرامر پیدا کنید. این موضوع از همه موضوعات بالا مهم تر است.

    مثلا اینکه بهترین کتاب های یادگیری زبان انگلیسی کدامند؟

ثابت شده است که یادگیری گرامربرای بسیاری، به کمک نرم افزار و کتاب، راحت تر از یادگیری به کمک اساتید یا کلاس های آموزشی است، چون شما فرصت فکر کردن دارید، یک فیلم یا نرم افزار را بارها می توانید تمرین کنید و ازدوباره ببینید و تکرار رمز یادگیری است.

۱۲ نکته بسیار مهم برای تقویت و یادگیری بهتر گرامر یک زبان خارجی قسمت اول

گرامر، ساختاری است که یک زبان را شکل می دهد. مثل نخی که کلمات را بهم می دوزد. اما گرامر در هر زبانی قواعد زیادی دارد، چنان که در زبان های اروپایی! در این پست ۱۲ نکته مهم را با تکیه بر تحقیقات چند موسسه معتبر اروپایی در زمینه آموزش زبان های خارجی، برای تقویت و یادگیری بهتر و سریع گرامر زبان به شما معرفی می کنیم.
بخش اول: یادگیری نکات اولیه گرامر
۱- بخش های مختلف هر زبان را بشناسید
basics of grammar
این ها همان انواع کلماتی هستند که زبان های خارجی را می سازند و تقریبا در همه زبان های انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، عربی، ترکی و … مشترک هستند. منظورمان، اسم، فعل، قید، صفت، حروف اضافه، ضمیرها، پیشوندها و پسوندها هستند.
    اسم ها: کلماتی هستند که یک عملی را در جمله انجام می دهند. مثل یک شخص، مکان، حیوان، چیز، مفهوم و… (که در هر زبانی ممکن است متفاوت باشند)
    فعل ها: یک حالتی را توصیف می کنند، یعنی نشان می دهند که یک اسم در حال انجام چه کاری است. مثل دویدن، آواز خواندن و…
    قیدها: کلماتی که برای بهتر توصیف کردن به کار می روند، مثل خیلی خوب، به آرامی، به سرعت و… (اختیاری هستند)
    صفت: برای بیان ویژگی های یک اسم بکار می روند، مثل قرمز، بزرگ، کوچک و…
    ضمایر: که برای اشاره کردن مورد استفاده قرار می گیرند، من، تو، او، ما، شما، ایشان…
    حروف تعریف: برای مشخص کردن یک اسم بکار می روند.
    و سایر اجزا…
۲- ضمیرها را بشناسید
point-of-view
ما در اینجا زبان انگلیسی را مثال می زنیم. منظورمان این است که انواع ضمیر را بشناسید: He, She, You, they, we… و تفاوت حالت جمع و مفرد را یاد بگیرید. مثلا یاد بگیرید که “من” شکل مفرد “ما” می باشد. این نکته بیشتر از آن چیزی که فکر کنید مهم است.
۳- نظم کلمات را به درستی به کار ببرید
words-order
برای روان صحبت کردن، باید نظم صحیح کلمات در بدن شما جا بیفتد. مثلا می دانیم که در زبان انگلیسی نظم کلمات به این شکل است: فاعل، فعل، مفعول. مثلا می گوییم: Ali ran to the door  (علی به سمت در دوید). یا مثلا حتما یاد بگیرید که صفت قبل از اسم می آید نه بعد از آن.
۴- صرف درست افعال را یاد بگیرید
صرف فعل در زبان
زمان های مختلف صرف افعال را بلد باشید. مثلا همانگونه که در این پست گفتیم: زبان انگلیسی ۱۲ زمان دارد. حالت گذشته فعل چگونه است، حالت آینده و …
۵- با علامت گذاری درست آشنا شوید
punctuate
منظور از علامت گذاری (punctuation) این است که بدانید کجا از کاما استفاده کنید، کجا از علامت تعجب، کجا از علامت سوال، نقطه و …
    کاما: کلمات و مفاهیم جداگانه و غیر وابسته را از هم جدا می کند.
    نقطه: انتهای جمله را نشان می دهد.
    کالون: برای نشان دادن این که قرار است یک لیست را توضیح دهیم می آید.
    پرانتزها: برای توضیحات اضافی یک کلمه یا جمله می آیند
    و…

نکاتی درباره یادگیری زبان دوم (SLA) قسمت آخر

این هم از اصطلاحاتی است که ما به سادگی به جای یکدیگر به کار می‌بریم. اما احتمالاً یک متخصص SLA با شنیدن آن دلگیر خواهد شد.
در SLA، یک روش استاندارد برای ارجاع به زبان‌ها وجود دارد.
متخصصان فراگیری زبان دوم زبان‌ها را به صورت L1 و L2 و L3 و مانند این‌ها نام‌گذاری می‌کنند.
منظور از L1 همان زبان مادری است؛ نخستین زبانی که همه‌ی ما می‌آموزیم.
L2 دومین زبانی است که می‌آموزیم و به همین ترتیب L3 زبان سوم خواهد بود.
با توجه به این‌که مکانیزمهای یادگیری L1 و L2 الزاماً یکسان نیست و نیز نمی‌توان به سادگی ادعا کرد که L3 هم درست مانند L2 آموخته می‌شود، متخصصان SLA ترجیح می‌دهند به جای یادگیری زبان خارجی از اصطلاح یادگیری / فراگیری زبان دوم استفاده کنند. تا دقیقاً مشخص باشند که راجع به چندمین زبان صحبت می‌کنند.
آیا متخصصان فراگیری زبان دوم تجربه‌ی معلمان زبان را گردآوری و تدوین می‌کنند؟
متخصصان SLA تأکید دارند که آموزش زبان و یادگیری زبان دو مقوله‌ی متفاوت هستند.
علوم آموزشی، فرد آموزش‌دهنده را محور توجه خود قرار می‌دهند و علم یادگیری، حول فردِ یادگیرنده شکل می‌گیرد.
البته بی‌تردید این دو را نمی‌توان به صورت مطلق از یکدیگر جدا کرد. اما در بحث یادگیری زبان دوم، سوال کلیدی این است که یک زبان تازه چگونه در ذهن ما و شما تثبیت می‌شود؛ نه این‌که چگونه به ما زبان را یاد می‌دهند.
این را هم می‌توانید حدس بزنید که وقتی به شیوه‌ی یادگیری توجه می‌کنیم، یکی از نخستین مشتریان و استفاده‌کنندگان دستاورد این علم، معلم‌ها و سیستم‌های آموزش زبان هستند. چون می‌خواهند با تکیه بر دستاوردهای این علم، اثربخشی آموزش خود را افزایش دهند.
SLA پاسخ چه سوال‌هایی را جستجو می‌کند؟
اجازه بدهید برخی از این سوال‌ها را با هم مرور کنیم:
یادگیری L1 و L2 چه شباهت‌ها و تفاوت‌هایی با هم دارند؟
تاثیر زبان مادری بر یادگیری زبان دوم (L2) چیست؟
مکالمه و مطالعه، هر کدام بر چه بخشی از یادگیری زبان تأثیر دارند؟
تاثیر تفاوت‌های فردی ما انسان‌ها در یادگیری زبان خارجی (L2 و L3 و زبان‌های بعدی) چیست؟
آیا جنسیت در سرعت و کیفیت فراگیری زبان دوم تأثیر دارد؟
نقش ورودی‌ها، در کیفیت و سرعت یادگیری زبان دوم چیست؟ (مثلاً فیلم دیدن با روزنامه خواندن یا خبر گوش دادن)
آیا دوره‌ای وجود دارد که بگوییم L2 را در آن مقطع زمانی بهتر از مقاطع دیگر می‌توان آموخت؟
آیا کسی که L2 را یاد می‌گیرد، می‌تواند هدف خود را این بگذارد که روزی زبان دوم را درست مانند L1 در ذهن خود تثبیت کند؟
شیوه‌ی آموزش دادن، چه تأثیری بر یادگیری زبان دوم دارد؟ کلاس های آموزش زبان، با رعایت چه نکاتی می‌توانند کیفیت و دوام آموزشهای خود را افزایش دهند؟
ده‌ها سوال دیگر را نیز می‌توانیم به فهرست بالا بیفزاییم.
اما باید به خاطر داشته باشیم که این علم نسبتاً جوان است و به تازگی نیم قرن از شکل گرفتنش گذشته است.
بنابراین، ضمن این‌که پاسخ بسیاری از سوالات خود را می‌توانیم در تحقیقات و مطالعات دانشمندان یادگیری زبان دوم بیابیم، باید انتظار داشته باشیم که هنوز برای پرسش‌های بسیار بیشتری، پاسخ قطعی و دقیق نداشته باشند.

نکاتی درباره یادگیری زبان دوم (SLA) قسمت اول

آیا این‌که زبان مادری شما چیست، روی شیوه و سرعت یادگیری زبان انگلیسی یا مثلاً فرانسه و آلمانی تأثیر دارد؟
آیا برای یادگیری زبان، بهتر است گرامر و قواعد دستوری آن را به شکل صریح و مستقل یاد بگیریم؟ یا با خواندن و نوشتن و حرف زدن، به تدریج ساختارهای گرامری در ذهن ما تثبیت می‌شوند؟
این‌که از روی کتاب و با گوش دادن به پادکست های انگلیسی این زبان را یاد بگیریم، با این‌که در خیابان‌های لندن و نیویورک قدم بزنیم و حرف زدن مردم را بشنویم، از منظر یادگیری چه تفاوتی دارد؟ اصلاً آیا تفاوتی بین این دو شیوه‌‌ی یادگیری وجود دارد؟
چگونه می‌توانیم با استفاده از امکاناتی که در اختیار داریم – هر چقدر کم و محدود – به عمیق‌ترین شکل ممکن زبان دوم را فرا بگیریم؟
منظور از شکل عمیق، الزاماً تعداد کلمات بیشتر یا جمله بندی درست‌تر نیست. بلکه چیزی است که شاید بتوان آن را روح زبان نامید.
همان چیزی که در زبان مادری خود، آن را عمیقاً تجربه می‌کنیم و باور داریم که دیگران، هر چقدر هم زبان ما را بیاموزند، چیزی در جایی کم دارند؛ چیزی که شاید نتوانیم آن را به درستی، شرح داده و توصیف کنیم.
آیا این‌ها را باید از معلم زبان خود بپرسیم؟
آیا این سوال‌ها، زیرمجموعه‌ای از علم آموزش و هنر تدریس هستند؟ یا علم دیگری وجود دارد که در جستجوی پاسخ این پرسش‌ها باشد؟
SLA یا Second Language Acquisition
یادگیری زبان دوم یا به شکل دقیق‌تر فراگیری زبان دوم اصطلاح تازه‌ای نیست.
اما یادگیری زبان دوم (یا همان SLA) به عنوان یک علم، نسبتاً جوان است.
علمی که می‌کوشد یاد گرفتن زبان دوم در انسان‌ها را مطالعه و بررسی کرده و نتایج آن را در اختیار ما قرار دهد.
علمِ فراگیری زبان دوم جایی در میانه‌ی زبان شناسی، روانشناسی شناختی و علم آموزش قرار می‌گیرد.
چرا به جای یادگیری زبان دوم، معمولاً از اصطلاح فراگیری زبان دوم استفاده می‌شود؟
در زبان انگلیسی، هر دو دو لغت Learning و Acquisition برای یادگیری زبان به کار می‌روند.
اما Acquisition کمی عمیق‌تر است و به این اشاره دارد که زبان، بخشی از وجود ما شده است.
هر یک از ما با گوش دادن به یک فیلم یا چند روز زندگی در کشوری دیگر، چند کلمه یا جمله از یک زبان خارجی را یاد می‌گیریم.
اما درونی شدن آن زبان و این‌که به بخشی از سیستم کلامی ما تبدیل شود، چیز دیگری است.
به همین علت، اگر اصرار داشته باشید دقت علمی را در صحبت‌های خود به کار بگیرید، منطقی است بین این دو مورد تفاوت قائل شوید.
 زبان شناس‌ها ترجیح می‌دهند به جای یادگیری زبان دوم از اصطلاح فراگیری زبان دوم استفاده کنند؛ چون فراگرفتن در دل خود، پیام درونی شدن را نیز دارد.
نخستین کسانی که روی بحث SLA کار کردند (مثلاً Pit Corder در دهه‌ی ۶۰ میلادی) اصرار داشتند با تفکیک Input و Intake، به این تمایز توجه داشته باشند:
    هر آن‌چه ما در محیط می‌شنویم و می‌بینیم و می‌خوانیم، Input (ورودی) است.
    اما آنچه در درون ما هضم و جذب می‌شود و در ساختار ذهن‌مان نهادینه می‌شود، Intake است.
فراگیری زبان دوم با فراگیری یک زبان خارجی چه تفاوتی دارد؟

22 نکته مهم در یادگیری زبان آلمانی قسمت آخر


۱۴- اگر قرار باشد دائم از دیکشنری آلمانی به فارسی و برعکس استفاده کنید، مطمئن باشید که پیشرفت چندانی نکرده و شاید دایره  لغات شما افزایش یابد اما معمولاً در استفاده از آن ناتوان خواهید ماند. از لغت نامه های آلمانی به آلمانی استفاده کنید و به ذهن خود اجازه دهید تا بدین ترتیب بین لغات مختلف بتواند رابطه برقرار کند. این کار امکان استفاده از لغات را می تواند افزایش دهد.یکی از این لغت نامه ها Deuteches Wörtebuch  برای اندورید است که می توان از سایت آنهم که به آدرس زیر است استفاده نمود. http://de.thefreedictionary.com/

۱۵- واقعیت این است که تا زمانی که شما به زبان آلمانی فکر نکنید نمی توانید به این زبان به خوبی صحبت کنید. سعی کنید گاهی  اوقات برنامه ریزی های روزانه تان را به زبان آلمانی انجام دهید و یا داستان هایی برای خودتان به این زبان تعریف کنید. زمانی هم که می خواهید صحبت کنید، سعی کنید حتی شده با ساده ترین لغات جملات خود را بسازید اما اول به فارسی فکر نکرده و آن را ترجمه نکنید.

۱۶- یکی از بهترین روش های یادگیری و شاید هم موثرترین آنها، این است که آنچه تا به حال یاد گرفته ایم را به دیگران یاد بدهیم. اگر  بتوانید برای خودتان شاگرد پیدا کنید، فوق العاده است.

۱۷- پشتکار یکی از این موضوعاتی است که افراد همیشه آن را دست کم می گیرند. نمونه بارز آن هم افرادی هستند که تا می بینند  یادگیری سخت شده، سریع می گویند من استعدادش را ندارم. اما در بیشتر موارد این افراد تنها پشتکار آن را ندارند. یادتان باشد آموختن زبانی جدید نیاز به تمرین زیادی دارد، شاید برای سال ها، پس ادامه دهید و ناامید نباشید!

۱۸- سعی کنید به روش های مختلف تمرین کنید تا برایتان تکراری نشود. نوشتن جملات و عبارات روی کاغذهایی کوچک و همراه داشتن  آنها و خواندن در طول روز یکی از روش های رایج است. نوشتن این موارد روی کاغذ و چسباندن آن روی در یخچال، آیینه اتاق و نقاط دیگری که جلوی چشمان شما باشد از دیگر روش ها دراین زمینه می تواند باشد.

۱۹- اگر قرار نیست امتحان تخصصی گرامر بدهید،بهتر است کمتر وقت خود را صرف کتابهای گرامر محض کنید وسعی کنید در کنار سایر موارد گرامر را هم یادبگیرید.  بعضی موارد گرامری هستند که به ندرت به کار شما می آیند ویا حالاحالا ها قرار نیست شما ازشون استفاده کنید ؛ (مثل نقل قول غیرمستقیم ) و یادگیری آنها فقط مغز را درگیر پیچیدگی های زبان آلمانی می کند .

۲۰- روش اشتباه دیگری که وجود دارد این است که افراد جمله ای را به آلمانی شنیده و سپس آن را تکرار می کنند. این کار معمولاً ذهن را چندان فعال نکرده والبته یادگیری زیادی به دنبال ندارد. در عوض این کار سعی کنید بعد از گوش دادن، جمله را با لغاتی که خودتان بلدید تکرار کنید، آن را خلاصه کرده و یا در مورد آن سؤالاتی بسازید.

۲۲- اگر بتوانید برای خودتان موقعیت هایی را فراهم کنید تا با افراد آلمانی صحبت کنید، تمرین بسیارخوبی است.یادگیری آلمانی بدون صحبت کردن به آن بسیار سخت و شاید نشدنی است.