یادگیری زبان انگلیسی

یادگیری زبان انگلیسی

یادگیری زبان انگلیسی

یادگیری زبان انگلیسی

چگونه آموزش زبان را سرعت دهید قسمت اول

    از سطح خود اطلاع یابید و بدانید که تمام مهارت ها بطور یکسان آموخته نمی­شوند
یک نو­آموز نمی خواهد واژگان یک بومی زبان را بیاموزد. یادگیری لغات و دستور زبان جدید مانند بچه هایی که زبان بومی­شان را می­آموزند زمان­بر است.
برای یادگیری هر چیز تازه ای باید یاد بگیریم واژگان جدیدی ایجاد کنیم. بعضی افراد یاد می­گیرند تا زمین شناس شوند یا یک پزشک تمام ابزار و واژگانی که در ابتدا نیاز دارد را دراختیار ندارد- اما در طول مسیری که برای یادگیری طی می­کند آن­ها را بدست می­آورد. بطور یکسان­، واژه نامه یک عنصر کلیدی برای روانی زبان است، اما راه هایی وجود دارند که در شروع کار با استفاده از آن­ها می­توانید از بانک کوچک واژگان برخوردار شوید.
برای مثال اگر در حال تلاش برای توصیف حیوان خانگی تان هستید، و صفت خاصی برای آن سراغ ندارید، به روشی دیگر برای بیان آن فکر کنید. به کلمات جدید فکر کنید و آنچه که میدانید را بکار ببرید.
دستور زبان کمی متفاوت است. زبان­ها برای آنکه بتوانند راهکار خود را حفظ نمایند دارای دستور العمل­هایی هستند. در برخی موارد حفظ کردن گرامر بسیار سخت است. باید برای کسب هر مهارت جدیدی صبر داشته باشید وآن­را با دانش زبانی خود ادغام کنید.

آگاه بودن از مرحله ای که برای یادگیری زبان خارجی در آن هستید یکی از بهترین کار­هایی است که می­توانید انجام دهید. بله برای به چالش کشیدن توانایی هایتان بسیار مهم است که خودتان همت کنید. اما همچنین باید نسبت به سطح توانایی خودتان آگاه باشید. اینکار به شما کمک می­کند که با جایگاهی که در آن قرار دارید احساس راحتی کنید.

زبان مانند هر مهارت جدید دیگری، یک فرایند است. قدردان جایگاهی که در آن هستید باشید اما به پیشرفتتان ادامه دهید.

    از صحبت کردن نترسید- حتی اگر در آن اشتباه کنید

برای اکثر ما هنگامی که در حال یادگیری یک زبان خارجی هستیم ، هدف از یادگیری روان صحبت کردن در زندگی واقعی است. خواندن و نوشتن نیز در اولویت هستند، اما هدف اصلی معمولاً انجام کارهایی مانند مکالمه کردن، پرسیدن آدرس یا سفارش دادن در رستوران است.  صحبت کردن با صدای بلند برای تسلط در یک زبان بسیار حائز اهمیت است.

مهم نیست اگر در ابتدا لغزش داشته باشید یا نتوانید با دهانتان صداهای درست را ادا کنید. این برای همه اتفاق می­افتد­، و حتی ممکن است احساس اضطراب و خجالت کنید. اما این خجالت مانع پیشرفتتان می­شود.

بخش اعظم یادگیری زبان بدست آوردن اعتماد به نفس است. اگر تلاش نکنید پیشرفتی حاصل نمی­کنید. می­گویند ،تا زمانی که انجامش بدهی، تظاهر به انجامش کن، و این توصیه­ی خوبی است. شما قبلاً با به چالش کشیدن خودتان برای یادگیری زبان جدید به خارج از منطقه ی راحتی گام نهاده­اید. حال باید به آن ادامه دهید و صحبت کنید. یک استاد یا یک بومی زبان، زمانی که سعی و تلاش می­کنید، بیشتر از شما قدر­دانی می­کند تا زمانیکه هیچ تلاشی نمی­کنید.

دو راز مهم زبان آموزان برتر قسمت سوم

افراد بومی زبان یک زبان را به طور کامل و طبیعی یاد می گیرند. بنابراین همه عاداتی که برای یک مکالمه روان به آن نیاز دارند را در مکالمات رسمی و غیر رسمی همراه با اعتماد به نفس به صورت خودکار و درست یاد می گیرند.
آنها از طریق متدهای سنتی با مهارت های خواندن و نوشتن آشنا می شوند اما آن وجه دیگر یادگیری زبان – یعنی تسلط به مکالمات طبیعی – را در خانه و محیط بازی یاد می گیرند.
بنابراین اگر شما توان خواندن و نوشتن دارید اما برای صحبت کردن با مشکل رو به رو هستید و در نقطه ای قرار گرفته اید که دیگر متدهای سنتی توان پاسخگویی به نیاز شما را ندارند، باید به سیستم آموزشی کاملی دست پیدا کنید که شما را برای صحبت کردن آماده کند، وگرنه پیشرفتتان با مشکل مواجه خواهد شد. اگر احساس می کنید که در سیستمهای غلط قبلی به شما اجحاف شده حداقل می توانید اکنون خوشحال باشید زیرا الان با راز موفقیت زبان آموزان برتر جهان آشنا شده اید! یادتان باشد هیچکس به طور مادرزادی مسلط به زبان به دنیا نمی آید.
اگر شما هم با همان سیستمی که انگلیسی زبان ها برای سلیس صحبت کردن استفاده می کنند منطبق شوید شما هم می توانید به همان درجه از تسلط برای سلیس صحبت کردن برسید، فی البداهه پاسخ دهید و بدون مکث یا ترس جملات زیبای خود را تولید کنید. این بزرگترین و واقعی ترین درسی بود که برادرم حمید در آن روز در پارک آموخت. درسی که هیچگاه در مدارس به ما یاد نداده اند.
اگر می خواهید در اسپیکینگ به موفقیت برسید باید از بهترین مدل الگوبرداری کنید! اما شاید بپرسید بومی زبان ها برای اینکه به اسپیکینگ مسلط شوند سالها وقت می گذارند، من چگونه می توانم به سرعت مانند آنها به این درجه از اسپیکینگ برسم؟ در پاسخ باید بگویم که باید به اهمیت یادگیری و تمرین مثل بومی های انگلیسی زبان پی ببرید. یعنی هر چه سریعتر خود را در فیلمها، پادکست ها، آهنگها و مکالمات انگلیسی غرق کنید.
نکته ای که باید به خاطر داشته باشید این است که بومی زبان ها از همان ابتدا یک راست با سلیس صحبت کردن شروع می کنند. سپس به مرور دانش و مهارت های زبانی خود را کامل می کنند.
قطعا نمی توانید با یک گام خلاء صحبت کردن به انگلیسی روان را پر کنید. پس لطفا دست آویز افرادی هم که ادعا می کنند انگلیسی را در حد تسلط به زبان مادری صرفا با چند جزوه کلی به شما آموزش می دهند نشوید! همانطور که گفتم برای یادگیری زبان نیازمند یک سیستم هستیم.
اما، اگر گامهای کوچک و ساده از جایی که هستید تا نقطه ای که می خواهید برسید بردارید می توانید با سرعت این خلاء را پر کنید!
حالا می توانید لقمه بزرگتر از دهان بر دارید. کاری که باید انجام دهید این است که اهداف زبانی را به بخشهای کوچک تقسیم کنید و هر بار تکه ای از آن را قورت دهید…
در پایان مطالب این مقاله را به صورت زیر خلاصه می کنیم.
2 راز مهم زبان آموزان برتر جهان برای یادگیری سریع این است که:
اول برای تسلط به گرامر یک پروسه دو مرحله ای را باید انجام دهید تا بتوانید به صورت خودکار از گرامر استفاده کنید.
روش کار هم به این صورت است که ابتدا باید روی پر کاربردترین عبارات و اصطلاحات محاوره ای تمرکز کرده سپس تا آنجا که می توانید با افراد مختلف آنها را تمرین کنید تا بتوانید به راحتی با اعتماد به نفس و بدون تردید آنها را بیان کنید.
دوم باید جنبه های فرهنگی آن زبان یاد بگیرید تا به شما در درک معانی نهفته در پشت آن زبان کمک کنند. همچنین برای ساخت اعتماد به نفس در اسپیکینگ و افزایش سرعت صحبت کردن و پیدا کردن دوستان بومی زبان در سراسر دنیا باید برنامه های خاصی را طراحی کنید.
بنابراین باید دو اصل مهم یادگیری سریع صحبت کردن را با همدیگر ترکیب کنید:
1- یادگیری مانند بومی های انگلیسی زبان
2- انجام یادگیری با مراحل ساده و آسان.
همواره سعی کنید نحوه صحبت افرادی که به آنها علاقه مندید را الگو برداری کنید. و به این ترتیب شاهد رشد سریع صحبت کردن و اعتماد به نفس خود خواهید بود.

دو راز مهم زبان آموزان برتر قسمت دوم

اما انگار هر چه بیشتر تلاش می کرد اوضاع بدتر می شد. هیچ یک از این ترفندها به صحبت کردن روان و راحت کمترین کمکی به او نکردند! هر چه که می خواند اصلا متوجه نمی شد. حتی قادر به فهمیدن تلفظ و لهجه مردم کره نمی شد و اصطلاحات و گویش هایی را که آنها در مکالماتشان به کار می بردند را نمی فهمید. به شدت می ترسید دهانش را برای صحبت کردن باز کند و بیشتر برای آنکه وانمود کند متوجه صحبتهای افراد می شود سرش را تکان می داد.
چند کلمه ای هم که به سختی حفظ کرده بود موقع صحبت کردن از ذهنش می پریدند. هنگام صحبت ناچار می شد به سختی کلمات را در ذهنش مرتب کند و آهسته جملاتی شکسته و غلط را سر هم کند.
او در فهمیدن صحبت های سریع، لهجه های نا مفهوم و اصطلاحاتی که کره ای ها هنگام حرف زدن به کار می بردند به شدت دچار مشکل بود. هنگام شنیدن لطیفه ها سعی می کرد وانمود کند که مفهومشان را فهمیده و خنده ای مصنوعی بر لبان خود بنشاند.
با هر کسی صحبت می کرد ناچار می شد بخاطر تلفظ اشتباه، جملاتش را دوباره تکرار کند. خلاصه این قدر از این وضع عصبانی، خجالت زده و احساس حماقت می کرد که کم کم به این باور رسیده بود که هیچ وقت نخواهد توانست روان و بی وقفه به زبان کره ای حرف بزند…
حالا ببینیم تنها دلیلی که باعث می شد حمید نتواند به صورت روان و بی وقفه صحبت کند چه بود؟
یک روز در اوج نا امیدی وقتی در حال قدم زدن در پارک بازی بچه ها را تماشا می کرد، ناگهان همه چیز برایش روشن شد. مشکل حمید در یادگیری زبان کُره ای، او نبود. او به این دلیل نمی توانست صحبت های کُره ای ها را خوب بفهمد و خوب صحبت کند چون دقیقا مانند یک فرد کُره ای نبود.
بچه ها همه چیز را به کُره ای یاد می گرفتند اما او داشت کُره ای را از طریق زبان مادری یعنی فارسی یاد می گرفت و همیشه سعی می کرد قبل از صحبت کردن جملات را ترجمه کند.
بچه ها به طور خودکار صحبت می کردند زیرا همه چیز را به کُره ای یاد می گرفتند. آنها خودشان را در زبان کُره ای غرق می کردند. همین طور مکالمات محاوره ای روز و نحوه ارتباط برقرار کردن به صورت طبیعی، مهارتهای پیشرفته لیسنینگ و تلفظ را از افراد بومی زبان یاد می گرفتند.
حمید همیشه قبل از صحبت کردن فکر می کرد و تردید داشت زیرا همه چیز را به زبان فارسی یاد می گرفت. او نمی توانست به طور خودکار جمله سازی کند زیرا به یادگیری لیست های لغت و گرامر مشغول بود. او نمی توانست به صورت محاوره ای و طبیعی صحبت کند، زیرا فقط به یادگیری زبان رسمی کُره ای از طریق کتابهای زبان کُره ای مشغول بود. و این کتابها عملا به او کمکی برای درک صحبت سریع بومی زبان ها و یادگیری تلفظ طبیعی نمی کرد.
باید بگویم متدهای یادگیری سنتی فقط مسیر شما را طولانی تر می کنند. این روشها به شما کمک می کنند تا مهارتهای خواندن و نوشتن را فرا بگیرید اما ناقصند زیرا روش آموزش آنها بسیار کند بوده و نمی توانند شما را برای مکالمات واقعی آماده کنند.
این سیستم ها غیر از این که نمی توانند مهارتها و دانش مورد نیاز را برای داشتن یک مکالمه روان به زبان آموز ارایه کنند، از همان اولین درس عادتهای مخربی در فراگیر ایجاد می کنند که این عادات مانع بزرگی برای روان صحبت کردن می شوند…

دو راز مهم زبان آموزان برتر قسمت اول

امروز تصمیم دارم در مورد دو راز مهم روان صحبت کردن سریع برای شما صحبت کنم.
مروزه زبان انگلیسی با سرعتی خیره کننده رو به گسترش است. زبان اینترنت، علوم، پزشکی، فن آوری، سفر و … انگلیسی است. و برای افرادی که دوست دارند اوج موفقیت زندگی فردی و شغلی را تجربه کنند صحبت کردن در حد تسلط یک ضرورت محسوب می شود…!
شاید توانایی شما در نوشتن و فهمیدن جملات انگلیسی خیلی خوب باشد اما هنگام صحبت کردن دچار ترس می شوید. شاید هم هنگام مکالمه برای پیدا کردن کلمه مناسب دچار مشکل می شوید و از آرام و با وقفه صحبت کردن و همین طور به کار بردن جملات نادرست انگیسی کلافه هستید.
خوشبختانه همه زبان آموزان برتر دنیا دارای نقشه ای برای رسیدن به این مرز تسلط هستند که هر کسی از جمله شما می توانید از این نقشه الگو برداری کنید. صرف نظر از اینکه در ایران زندگی کنید یا هر کشور دیگری.
امروز می خواهیم یک case study واقعی را با هم بررسی کنیم. این case study در مورد تلاش برادرم هست زمانی که سعی می کرد زبان کره ای را با تسلط صحبت کند. اوتوانست نقشه بسیار ساده ای پیدا کندکه بواسطه آن توانست سریع تر از آنچه 90 درصد مدرسین و زبان آموزان فکر می کنند در صحبت کردن به اعتماد به نفس برسد.
پاییز سال 1373 بود که برادرم حمید از طرف وزارت کار عازم کُره جنوبی شد. حمید قبل از این سفر حتی یک کلمه کُره ای هم بلد نبود، اما همواره در آرزوی سفر و آشنایی با افراد جدید بود. وقتی برادرم به کشور کُره رسید متوجه شد که قادر به ایجاد ارتباط با مردم این کشور نیست و در نتیجه بسیار احساس تنهایی و سرخوردگی می کرد.
پس از مدتی تصمیم گرفت که در کلاسهای آموزش زبان کره ای شرکت کند. اما او که همیشه در دوران مدرسه بر خلاف درس ریاضیات، درس انگلیسی را با نمرات ناپلئونی پاس می کرد و حتی یکسال به خاطر این درس کلا مردود شده بود، برای صحبت کردن از اعتماد به نفس کافی برخوردار نبود و هنگام صحبت به سرعت دستپاچه می شد. حمید همیشه فکر می کرد که جزء آن دسته از افرادی است که اصلا استعداد یادگیری زبان را ندارد.
پس از 4 ماه کلاس های زبان کره ای را هم رها کرد. روزها مثل برق و باد می گذشت و او می بایست برای مشکل خود راه حلی پیدا می کرد. پس تصمیم گرفت یادگیری زبان کره ای را به صورت خودآموز شروع کند. کتابهای متعددی خرید. به مکالمات کره ای با استفاده از سی دی گوش می داد و هفته های زیادی را به نوشتن لغت بر روی فلش کارت اختصاص می داد و خلاصه هر آنچه فکر می کرد ممکن است به او کمکی کند را امتحان می کرد.

چطور سریع زبان یاد بگیریم قسمت پنجم

آموزش سریع زبان

به عبارت دیگر، کارتهای آسان کمتر از کارتهای سخت نشان داده میشوند، و کاربر میتواند زمان بیشتری را به مطالعه‌ی کارتهای سخت اختصاص دهد. کارتهای دشوار تا زمانی که در آنها مهارت پیدا کنید نمایش داده میشوند، و این شانس را دارید که موثرتر از سبکهای دیگر یادگیری این لغات سخت را مطالعه کنید.

با جایگزین کردن مطالعه‌ی انبوه با نرم افزارهای تکرار، میتوانید مقدار زیادی در زمان مطالعه‌ی خود صرفه جویی کنید و همچنین سریع تر یاد بگیرید.

از اینها گذشته، فقط حفظ کردن کلمات کافی نیست. آنچه شما واقعا نیاز دارید درک دقیقی از لغات است، و این کار فقط با مثالهای واقعی محقق میشود. بهره گیری از اپلیکیشن های تعاملی شما را هر روز در معرض یادگیری مثال های واقعی قرار میدهد
۱۴. یک شریک زبانی پیدا کنید

نباید بخاطر کمک خواستن از دیگران شرمنده شوید. پس این کار را انجام بده! درخواست کمک، اقدامی است که باید از انجام آن افتخار کنید. ین نشان می دهد که شما یادگیری خود را جدی گرفته‌اید و هر کاری که لازم است انجام میدهید تا در مهارت دلخواه خود ماهر شوید.

با این گفته، با داشتن حمایت فرد دیگر، یادگیری شما بسیار سریع تر خواهد شد. مهم نیست که در چه مرحله ای از یادگیری زبان هستید، کسی که او هم مشغول یادگیری زبان است را پیدا کنید. زمان ملاقاتها را برنامه ریزی کنید و پیشرفتهای خود را با هم به اشتراک گذاشته و به یکدیگر بازخورد دهید. منابع یا نکاتی که برایتان مفید بوده را در اختیار یکدیگر بگذارید. همچنین میتوانید در کنار خود معلم خصوصی آنلاین داشته باشید تا مشکلات شمار ا در کنارتان مرتفع سازد

همچنین زمانهای ملاقات شما میتواند زمان خوبی برای تمرین باشد. از همه مهمتر، شما می توانید اهدافی تعیین کنید و هر زمان که یکدیگر را ملاقات میکنید این اهداف را تکمیل کنید.
۱۵- از هر اشتباه چیزی یاد بگیرید (و آن را جشن بگیرید)

آماده باشید تا اشتباهات زیادی انجام دهید.  بهترین کار این است که وقتی کاری انجام میدهید که به اندازه‌ی یادگیری یک زبان جدید سخت است، خودتان را از موقعیت دفاعی خارج کنید. هر گونه آرزو برای کمال آنی و هر گونه ترس از قضاوت را کنار بگذارید.

شما می توانید هوشمندترین فرد در جهان باشید، اما اگر حالت دفاعی به خود بگیرید ، فرصتهای بی پایان برای رشد را از خودتان خواهید گرفت.

هر مکالمه‌ی خود را بازبینی کرده و در مورد آن بازخورد داشته باشید. چیزی که باید در مورد آن فکر کنید عبارت است از اینکه:

در این مکالمه چه کلمه یا عبارت جدیدی به من کمک کرد؟

چه کلمات جدیدی شنیدم/ دیدم؟

چگونه می توانم به طور موثرتری یک گفتگو مشابه در آینده داشته باشم؟
از سفر لذت ببرید

هنگامی که با فراز و نشیب های فرآیند یادگیری سریع روبرو میشوید، بهتر است از سفر لذت ببرید و قدردان آن باشید، زیرا فرصتهای بیشتری برای یادگیری در اختیار شما قرار میدهد.

به یاد داشته باشید موفقیت از واقعیت ساده ای به وجود میاید که برای آن تلاش میکنید. از این نکات استفاده کنید و مطمئن باشید که با سرعت، آرامش و آسانی زبان جدید خود را یاد میگیرید.

موفق باشید!