یادگیری زبان انگلیسی

یادگیری زبان انگلیسی

یادگیری زبان انگلیسی

یادگیری زبان انگلیسی

آموزش و تقویت زبان انگلیسی چه اسرار طلایی ناگفته ای دارد قسمت اول

یادگیری و تقویت زبان انگلیسی به عنوان زبان دوم همواره مورد توجه همه افراد جامعه به خصوص دانش آموزان و دانشجویان مقاطع مختلف بوده است.

امروزه با پیشرفت روز افزون علوم مختلف نظری و کاربردی بر اهمیت یادگیری و تقویت زبان انگلیسی افزوده شده است. در این مقاله تلاش کرده ایم که موضوع بسیار مهم یادگیری زبان انگلیسی را از ابعاد مختلف بررسی کنیم.
تقویت زبان انگلیسی
 
بخش اول: مهم ترین دلایل یادگیری و یا تقویت زبان انگلیسی

 کارشناسان آموزش زبان انگلیسی همواره بر این اعتقادند که چنانچه زبان آموز برای یادگیری و یا حتی شروع تقویت زبان انگلیسی خودشان دلیل و یا دلایل محکم و محکمه پسندی داشته باشند، همین موضوع باعث ایجاد نیرو محرکه قوی تری خواهد شد که موتور حرکت یادگیری زبان انگلیسی زبان آموزان را همواره روشن نگه می دارد.
۱- آموزش و یا احتمالا تقویت زبان انگلیسی یک باید قطعی است.

در قرن ۲۱ به درجه ای از پیشرفت های علمی و دانشی رسیده ایم که یقینا می توان بیان کرد که یادگیری و یا تقویت زبان انگلیسی دیگر یک امتیاز محسوب نمی شود. بلکه یک بایدی است که وظیفه هر نفر است که بتواند ارتباط برقرار کند.
۲- دستیابی بر پیشرفتهای علمی با یادگیری زبان انگلیسی

بر هیچ  کس پوشیده نیست که علم و دانش روز دنیا همیشه برای بار اول به زبان انگلیسی نگاشته می شود. داشتن مهارتهای زبان انگلیسی به شما کمک می کند تا به درک عمیق تری از دانش مورد نظرتان برسید. پس همواره به فکر تقویت زبان انگلیسی تان باشید.

همین درک و نگرش عمیق تر شما نسبت به علم هدفتان باغث پیشرفت شما در زمینه دلخواهتان خواهد شد.
۳- مصاحبه های شغلی و تحصیلی معتبر نیاز به تقویت زبان انگلیسی دارد.

هر جوان و یا نوجوانی در طول مدت زندگی شخصی و یا حرفه ای قطعا با فرصت هایی مواجه می شود که داشتن مهارت های زبان انگلیسی و برخوردار بودن از آموزش زبان انگلیسی با کیفیت می تواند بسیار تعیین کننده باشد.

از جمله این فرصت ها می توان به فرصت های شغلی خاص در شرکتهای بزرگ بین المللی اشاره نمود. خوشبختانه هم اکنون شرکت های بزرگی در ایران هستند که فعالیت های بین المللی انجام میدهند.
۴- ادامه تحصیل در مقاطع تکمیلی نیازمند تقویت زبان انگلیسی است.

در نظر داشته باشید که برای ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر از کارشناسی داشتن دانش و تقویت زبان انگلیسی می تواند تاثیر شگفت انگیزی روی ذهنیت مصاحبه کننده نسبت به شما داشته باشد. یادتان باشد که در آزمون مقطع دکتری بخشی از این آزمون به صورت مصاحبه انگلیسی برگزار می شود.
۵- مهاجرت های احتمالی در آینده نیازمند تقویت زبان انگلیسی است

فرصت مهاجرت همواره یکی از فرصتهایی است که باید غنیمت شمرده شود. برای مهاجرت موفق داشتن مهارتهای زبانی به قدری مهم تلقی می شود که برای تاییدیه نهایی مهاجرتتان قطعا نیاز به ارائه مدرک زبانی معتبر می باشد.
شروع آموزش و تقویت زبان انگلیسی از چه سنی باید شروع شود؟

تقویت زبان انگلیسی
 دانشمندان حوضه زبان شناسی در مورد سن شروع یادگیری و آموزش زبان انگلیسی تحقیقات و آزمایشات زیادی کرده اند.

نکات اساسی در مورد ترجمه قسمت سوم

دیگر از شرایط مترجم تسلط به خود متنی است که قرار است ترجمه شود. شاید اساتید بزرگوار بهتر از من این مطالب را بیان بکنند ولی من تجربیات خودم را عرض می کنم. اگر مترجم به متن چه از نظر زبان و چه از نظر محتوا و رشته تخصصی تسلط پیدا نکند طبیعی است که دچار خبط و خطا می شود. کسی که به زبان مسلط نباشد، اصطلاحات و ضرب المثل و طنز و کنایه و سایر جزئیات یک زبان را خوب درنیافته است و به ترجمه می پردازد مانند همان کسی می شود که دماغ شما چاق است را، بینی شما گنده است معنی می کند و کسی هم در رشته ای تخصص ندارد همواره هم خودش به کار خودش اطمینان ندارد و هم دیگران به ترجمه ی وی مطمئن نیستند. البته اشتباه همیشه بوده است. گاهی برگرداندن یک ضرب المثل به یک زبان مدت ها وقت مترجم را می گیرد. جمله «فَضَرَبَنا عَلی اذانِهِم» در این آیه کریمه قرآن «فَضَرَبنا عَلی اذانِهِم فِی الکَهفِ سِنینَ عَدَاً» را چه می خواهید ترجمه کنید. مترجم باید واقعاً با آن فرهنگ و زبان خو گرفته باشد تا اینکه روح کلام را بفهمد و از زبان خودش برای آن قالب درست کند. البته این دیگر داستان مفصلی است که آیا بعد از دریافت معنی باید تابع الفاظ متن هم باشیم یا در هر قالبی خودمان خواستیم بریزیم. در ترجمه کتب علمی و فلسفی ضرورتاً باید تا اندازه ای تابع متن اصلی باشیم یعنی سیاق کلام را و آن شیوه کلام را مراعات نماییم. مثلاً نمی توان در کتاب های ارسطو، کانت، دکارت و نظایر اینها از این متن اصلی به کلی دور افتاد. در مورد رمان و داستان چون بنده وارد نیستم عرضی نمی کنم. شرط دیگر مترجم، که بنده هم در عمل به آن رسیده ام، ذوق است. البته این ذوق در زمینه های مختلف متفاوت است. مثلاً ذوق ادبی با فلسفی فرق دارد. البته بنده سروکارم با ترجمه متون فلسفی بوده است و مقداری از مقدمه «آربری» بر قرآن کریم که جنبه ادبی قوی هم دارد ترجمه کرده ام در ترجمه آن قسمت ادبی مدتی دنبال سطحی می گشتم که متناسب با سطح نوشته مؤلف باشد. یعنی وقتی به یک شعر انگلیسی برمی خوردم که واقعاً در یک سطح عالی بود سعی می کردم آن شعر را در همان سطح ترجمه کنم وگرنه ترجمه آن به یک زبان مبتذل کاستن از قدر اثر محسوب می شود. مترجم باید علاوه بر درک مطلب، ذوق این را هم داشته باشد که بداند چگونه الفاظی متناسب سطح متن اصلی پیدا کند. این کار خیلی هم وقت می برد. گاهی یکی دو روز طول می کشید تا یک صفحه از آن را با الفاظ متناسب ترجمه کنم که مبتذل و پیش پا افتاده نباشد. در زمینه فلسفه هم همین حالت صدق می کندمتنی که از کانت ترجمه می شود نباید به صورت ترجمه بازاری دربیاید. مثلاً در این مورد می توان از «دانشنامه» ابن سینا کمک گرفت اما نه به صورت مطلق بلکه قابل فهم به زبان امروز و متناسب با نوشته کانت. بعضی از دانشمندان بزرگوار واقعاً زحمت کشیده اند و کتاب کانت را ترجمه کرده اند، اما قابل فهم نیست، باید چیزی عرضه کرد که مردم بفهمند.

نکات اساسی در مورد ترجمه قسمت دوم

آن قدر باید نوشت و تمرین کرد تا بتوانیم مثل یک مؤلف کار بکنیم و وقتی به یک متن روان رسیدیم آن وقت می توانیم ترجمه را به قالب آن دربیاوریم البته این کار خیلی دشوار است چون ترجمه همیشه رنگ ترجمه دارد. کلمات از هم بریده است، جمله ها جا نیفتاده است فاعل، مفعول حروف و پیوند جمله تابع متنی است که ترجمه می شود و اگر بخواهد این ایرادها برطرف شود باید ابتدا به آن زبان مسلط شود و بعد از آنکه مطلبی را به قالب ترجمه درآورد، مروری بکند و ببیند که به صورت تألیف درآمده یا نه؟ به هر حال یکی از هنرهای مترجم این است که آنچنان روان بنویسید که ترجمه اش رنگ ترجمه نداشته باشد، بلکه مانند تألیف چنان هماهنگ و روان و یک دست باشد که خواننده در آن احساس دست انداز و سنگ راه نکنند بدین منظور گاه لازم است یک جمله تقطیع شود یا حروف و کلماتی مثل «هم» «دیگر» نیز یا از این قبیل چاله پرکن های کلام را اضافه کرد تا کلام جا بیفتد و آثار ترجمه در آن مشاهده نشود و الا اگر صیغه ترجمه داشته باشد همواره خواننده آن اثر احساس یک جا خوردن ها و به اصطلاح دست اندازهایی می-کند که در شأن ترجمه نیست. این کار در صورتی حاصل می شود که مترجم به زبان مادریش، به زبانی که می خواهد متن را به آن ترجمه کند تسلط کافی داشته باشد. به دانشجویان عزیز توصیه می کنم که با متون فارسی ممارست فراوان کنند یعنی کتبی که اساس و بنیاد زبان ما را تشکیل می دهند- مثل گلستان، بوستان، دیوان حافظ، آثار فردوسی و مولوی، تفسیر کشف الاسرار و ادب خوب معاصر را آن قدر بخوانند که اصلاً جزیی از روح و ذهن و اندیشه و تفکرشان شود تا بعداً بتوانند از الفاظ آنها استفاده کنند. خیلی از لغات و ترکیبات هم در این آثار وجود دارد که اگر فرد به آن مسلط باشد می تواند از آن به عنوان گنجینه ی لغات و جمله بندی استفاده نماید ما قبلاً برای بخش هوشبری در بیمارستان ها کلمه بیهوشی می-دیدیم. اما مدتی پیش که شاهنامه را مرور می کردم به کلمه «هوش بری» که هم اکنون در نامگذاری به کار می رود برخوردم که فردوسی آن را بسیار خوب به کار برده است: بفرمود تا داروی هوش بر پرستنده آمیخت با نوش در به همین شکل باید زوایای زبان برای مترجم جا افتد و در ذهنش واقعاً رسوخ کرده باشد تا اینکه به موقع بتواند از آن استفاده کند. خلاصه زبان فارسی یک ترکیب و بافت و زیبایی خاصی دارد و کسانی که این شکل برایشان جا نیفتاده است واقعاً بیخود وقت خود را تلف و زبان را هم تباه و خراب می کنند و پس از مدتی هم ترجمه برایشان صورت کاسبی و تجارت پیدا می کند. دیگر از گفتن موارد این کاسبی و سوادگری صرف نظر می کنم.

نکات اساسی در مورد ترجمه قسمت اول

در پنجاه و چند مقاله ای که من از این صدویک مقاله در همین یکی دو روزه مطالعه کردم، عموماً تکیه بر سه شرط اساسی است که مترجم باید داشته باشد. البته بعضی شرط های بیشتری را نیز قائل شده اند. یکی اینکه مترجم به زبان مادری خودش مسلط باشد. دیگر اینکه زبان اصلی متن را خوب بداند یعنی از لحاظ علمی به خود زبان تسلط داشته باشد. و سوم این که با موضوعی که می خواهد ترجمه کند آشنایی کافی داشته باشد و مثلاً متنی که موضوع آن فلسفی یا ادبی یا پزشکی و یا... است باید مفاهیم و اصطلاحات آن رشته به حدی برای مترجم مأنوس باشد که محتوای مطلب مانند موم در دستش باشد، در غیر این صورت نمی تواند ترجمه روان و زیبایی ارائه دهد. حالا اشاراتی به این سه بخش که از آثار اساتید استفاده کرده ام و خودم هم در حین عمل با آن برخورده ام، می نمایم.

یک مترجم فارسی زبان که می خواهد متنی را به زبان خودش برگرداند باید زبان فارسی را در عمق روح و جان خود به جای داده باشد. به بیان دیگر خود باید یک نویسنده باشد. مترجمی که برای نوشتن یک مقاله دچار زحمت است و دراستفاده از دستورفارسی و بکارگیری لغات دچار مشکل است هیچ گاه نمی تواند یک مترجم خوب باشد. با کمال تأسف بسیاری از ترجمه هایی که در زمینه های دینی انجام گرفته است دچار این بیماری است. قبلاً عده ای تصور می کردند که چون فارسی زبان مادری آنها است، می توانند همانطوری که حرف می زنند بنویسند و حال آنکه اینطور نیست. حرکت نویسندگی طی سال های اخیر تا اندازه ای در حوزه های علمیه شروع شده است. اگر خواهران و برادران به نوشته هایی از قبیل «جامع الشواهد» که ترجمه فارسی شعرهای عربی مندرج در کتب درسی حوزه ها در آن است مراجعه کنند، متوجه خواهند شد که فهمیدنش چقدر دشوار است. این نوع متون در حوزه های دینی خوانده می شد ولی خیلی مورد توجه قرار نمی گرفت چرا که به فارسی روان ترجمه نشده بود تا ابزار کار قرار گیرد. بنابراین طبیعی است کسانی که در خواندن فارسی با این محیط خو گرفته بودند نتوانند متن یا تألیف خوبی به فارسی داشته باشند، چه رسد به یک ترجمه خوب. در سال ۵۵-۵۶ بود که بنده مشغول ترجمه یک کتاب فلسفی بودم، یکی از اساتید بزرگوار به من توصیه کردند اصلاً روزنامه و مجله نخوانم و به مطالعه کلیله و دمنه، مرزبان نامه و گلستان سعدی و نظیر اینها بپردازم و این کار بسیار مؤثر و سودمند بود. البته اگر مترجم در روز ۵۰ تا ۱۰۰ صفحه کتاب ادبی بخواند تأثیر فراوانی در کارش دارد. بنابراین باید دید که ما با زبان فارسی چه اندازه ممارست داشته ایم.

اشتباهات رایج در ترجمه متون زبان انگلیسی

قدمی فراتر از آموزش زبان، یادگیری ترجمه صحیح است، روز جهانی ترجمه هر ساله در ۳۰ام سپتامبر به پاس قدردانی از ترجمه و مترجم جشن گرفته میشه. در سال ۱۹۵۳ اولین بار این روز در جهان توسط فدراسیون بین‌المللی ترجمه جشن گرفته شد و از سال ۱۹۹۱ به عنوان یه روز بین‌المللی توی تقویما قرار گرفت. دلیل نامگذاری این روز این بوده تا مترجمین تو سراسر جهان بتونن با هم همبستگی پیدا کنن. حالا این حرفه پس از سال‌ها به عنوان یک شغل به رسمیت شناخته شده. سازمان ملل هم قطعنامه‌ای در حمایت از نقش ترجمه در پیوند دادن ملت‌ها داره.

آموزش زبان و ترجمه

ترجمه نیاز به دونستن فن و مهارت خاص خودش رو داره و فقط لازم نیست دو زبانه بود. تو این مطلب یه سری کلماتی که معمولاً با هم اشتباه گرفته میشن و اشتباه ترجمه میشن رو با هم میخونیم.

Advice & Advise: advice اسم است اما advise فعل هستش. باید در بکارگیری و ترجمه این دو کلمه دقت کنیم.

A lot & Alot & Allot: کلمه Alot اصلاً وجود خارجی نداره، بعضی وقتا A lot رو اشتباه مینویسیم. A lot دو کلمه است. اما allot یه فعل هستش. باید در بکارگیری و ترجمه این لغات دقت کنیم.

Among & Between: Among برای رابطه چند چیز هستش، اما Between رابطه یه چیز با چیز دیگه رو فقط در نظر میگیره.

به کارگیری و استفاده Apostrophe خیلی مهمه باید دقت کنیم که اشتباه ازش استفاده نکنیم.
The boys are at home. The boy’s home. The boys’ home.
اولی S جمع هستش. دومی S مالکیت هستش و تنها مالکیت را نشان می‌دهد. اما سومین S هم جمع را نشان می‌دهد هم مالکیت را.

Assure & Ensure & Insure: Assure به معنی اطمینان دادن به رخ دادن چیزی است. Ensure یعنی از یه چیزی اطمینان حاصل کنیم. Insure یعنی چیزی رو بیمه کنیم. باید وقتی از این سه کلمه استفاده می‌کنیم، دقت کنیم تا اشتباهی اتفاق نیفته.

Breathe & Breath: Breathe فعله، اما Breath شکل اسم همون فعل هستش، باید دقت کنیم که این دو رو در استفاده در جمله و در ترجمه درست به کار ببریم.

Affect & Effect: Effect اسمه و به معنی تاثیر یا نتیجه است. اما Affect فعله و معنی آن تاثیر گذاشتنه.

Complementary & Complimentary: Complementary به معنی مکمل، متمم و تکمیل‌کننده است اما کلمه Complimentary به معنی قابل ستایش، چاپلوس و رایگانه.

کلمات این چنین و با شباهت بالا با یکدیگر بسیارند، باید سعی کنیم اوونا رو با وسواس و دقت بیشتری یاد بگیریم و به به کار ببریم.